مدخل دانشنامه

تورم چیست؟ تعریف ساده، کاربرد و یک مثال واقعی

تورم یعنی افزایش مداوم و فراگیر سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دوره زمانی. وقتی تورم وجود دارد، با همان مقدار پول، کالا و خدمات کمتری می‌توان خرید؛ به همین دلیل تورم را کاهش قدرت خرید پول هم تعریف می‌کنند. گران شدن یک کالای خاص، مثلاً فقط گوشت یا فقط خودرو، به‌تنهایی تورم نیست. تورم زمانی رخ می‌دهد که قیمت بخش بزرگی از سبد مصرفی خانوارها با هم بالا برود. نرخ تورم را معمولاً با شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) اندازه می‌گیرند. یک نمونه واقعی و رسمی: مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه خانوارهای کشور در سال ۱۴۰۳ را ۳۲٫۵ درصد و تورم نقطه به نقطه اسفند ۱۴۰۳ را ۳۷٫۱ درصد اعلام کرد. در ادامه، معنای این اعداد، روش محاسبه، انواع تورم، علت‌ها، کاربردها و پیامدهای آن را توضیح می‌دهیم.

تعریف ساده تورم با یک مثال روزمره

فرض کنید هر ماه یک سبد ثابت خرید دارید: مقداری نان، برنج، لبنیات، میوه، اجاره خانه، هزینه رفت‌وآمد، دارو و چند قلم دیگر. اگر این سبد امسال یک میلیون تومان هزینه داشته باشد و همین سبد با همان مقدار و همان کیفیت سال بعد یک میلیون و سیصد هزار تومان شود، هزینه زندگی شما ۳۰ درصد بالا رفته است. تورم در اقتصاد کلان دقیقاً همین ایده است، با این تفاوت که سبد را نهاد آماری بر اساس الگوی مصرف میانگین خانوارهای کشور تعریف می‌کند و قیمت صدها قلم کالا و خدمت را در سراسر کشور به‌طور منظم ثبت می‌کند.

سه ویژگی در تعریف تورم مهم است:

  • عمومی بودن: افزایش قیمت باید بخش وسیعی از کالاها و خدمات را دربر بگیرد، نه یک یا دو قلم را.
  • تداوم: یک جهش یک‌باره قیمت، مثلاً پس از افزایش یک مالیات خاص، با افزایش پیوسته قیمت‌ها در طول زمان فرق دارد. اقتصاددانان تورم را روندی مستمر می‌دانند.
  • کاهش ارزش پول: روی دیگر سکه تورم این است که هر واحد پول ملی، مثلاً هر ریال، کالای کمتری می‌خرد.

نقطه مقابل تورم، تورم منفی یا کاهش قیمت‌ها (Deflation) است؛ یعنی سطح عمومی قیمت‌ها پایین می‌آید. حالت دیگری هم به نام کاهش تورم (Disinflation) وجود دارد که اغلب با تورم منفی اشتباه گرفته می‌شود. در کاهش تورم، قیمت‌ها همچنان بالا می‌روند، اما با سرعتی کمتر از قبل. مثلاً اگر نرخ تورم از ۴۰ درصد به ۳۰ درصد برسد، قیمت‌ها هنوز ۳۰ درصد در سال گران می‌شوند و فقط شتاب افزایش کم شده است.

تورم چطور اندازه‌گیری می‌شود

رایج‌ترین ابزار سنجش تورم، شاخص قیمت مصرف‌کننده است که در ایران با نام‌هایی مثل «شاخص قیمت مصرف‌کننده» یا «شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی» منتشر می‌شود. روند ساخت این شاخص به‌طور کلی این مراحل را دارد:

  1. تعریف سبد مصرفی: با استفاده از طرح‌های آمارگیری هزینه و درآمد خانوار مشخص می‌شود که خانوارها به‌طور میانگین پول خود را صرف چه چیزهایی می‌کنند.
  2. وزن‌دهی: به هر گروه کالایی وزنی متناسب با سهم آن در هزینه خانوار داده می‌شود. مثلاً اگر مسکن سهم بزرگی از هزینه خانوار دارد، تغییر اجاره‌بها اثر بیشتری بر شاخص می‌گذارد.
  3. انتخاب سال پایه: شاخص در سال پایه برابر ۱۰۰ قرار داده می‌شود. شاخص فعلی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی بر پایه سال ۱۴۰۰ محاسبه می‌شود.
  4. قیمت‌گیری منظم: قیمت اقلام سبد هر ماه در نقاط مختلف کشور ثبت می‌شود.
  5. محاسبه شاخص و نرخ تورم: با مقایسه شاخص در دو زمان، درصد تغییر سطح قیمت‌ها به دست می‌آید.

فرمول پایه نرخ تورم بین دو دوره ساده است:

نرخ تورم = (شاخص دوره جاری ÷ شاخص دوره مقایسه − ۱) × ۱۰۰

برای نمونه، مرکز آمار ایران شاخص قیمت مصرف‌کننده خانوارهای کشور را در اسفند ۱۴۰۳ عدد ۳۱۵٫۷ اعلام کرد؛ یعنی سطح قیمت سبد مصرفی نسبت به میانگین سال ۱۴۰۰ حدود ۳٫۱۶ برابر شده است. همین نهاد اعلام کرد که این شاخص نسبت به اسفند ۱۴۰۲، ۳۷٫۱ درصد بالاتر است. با این دو عدد می‌توان حساب کرد که شاخص اسفند ۱۴۰۲ تقریباً ۲۳۰٫۳ بوده است (۳۱۵٫۷ تقسیم بر ۱٫۳۷۱).

تورم ماهانه، نقطه به نقطه و سالانه چه فرقی دارند

یکی از رایج‌ترین سردرگمی‌ها هنگام خواندن اخبار اقتصادی، تفاوت این سه نرخ است. هر سه از یک شاخص به دست می‌آیند، اما دو زمان متفاوت را با هم مقایسه می‌کنند و به پرسش‌های متفاوتی پاسخ می‌دهند.

نوع نرخچه چیزی را مقایسه می‌کندبه چه پرسشی پاسخ می‌دهدرقم مرکز آمار برای اسفند ۱۴۰۳
تورم ماهانهشاخص این ماه با ماه قبلقیمت‌ها در یک ماه گذشته چقدر تغییر کرده است۳٫۳ درصد
تورم نقطه به نقطهشاخص این ماه با همان ماه در سال قبلهزینه یک سبد یکسان نسبت به دوازده ماه پیش چقدر بیشتر شده است۳۷٫۱ درصد
تورم سالانه (میانگین دوازده‌ماهه)میانگین شاخص دوازده ماه منتهی به این ماه با میانگین دوازده ماه قبل از آنسطح قیمت‌ها در یک سال کامل نسبت به سال قبل به‌طور میانگین چقدر بالاتر بوده است۳۲٫۵ درصد

تورم ماهانه حساس‌ترین نرخ است و تغییرات تازه را زودتر نشان می‌دهد، اما تحت تأثیر عوامل فصلی هم قرار دارد. برای مثال، در گزارش اسفند ۱۴۰۳ مرکز آمار، تورم ماهانه گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات ۴٫۹ درصد و گروه کالاها و خدمات غیرخوراکی ۲٫۵ درصد بود و ماه‌های پایانی سال معمولاً با افزایش تقاضای فصلی همراه است.

تورم نقطه به نقطه تصویر به‌روزتری از وضعیت فعلی می‌دهد و اگر از نرخ سالانه بالاتر باشد، یعنی شتاب تورم در ماه‌های اخیر بیشتر شده است. در پایان ۱۴۰۳ دقیقاً همین وضعیت دیده می‌شد: نرخ نقطه به نقطه ۳۷٫۱ درصد بود و از نرخ سالانه ۳۲٫۵ درصد بالاتر قرار داشت. تورم سالانه نرم‌ترین نرخ است و به همین دلیل برای ارزیابی کل یک سال، مقایسه‌های بلندمدت و برخی تصمیم‌های سیاستی بیشتر به کار می‌رود.

انواع تورم بر اساس علت

اقتصاددانان علت‌های تورم را معمولاً در چند دسته کلی بررسی می‌کنند. در عمل، این علت‌ها اغلب هم‌زمان عمل می‌کنند و جدا کردن کامل آن‌ها دشوار است.

۱. تورم ناشی از فشار تقاضا

وقتی تقاضای کل جامعه برای کالاها و خدمات از توان تولید اقتصاد بیشتر شود، قیمت‌ها بالا می‌رود. این حالت را گاهی «پول زیاد در تعقیب کالای کم» توصیف می‌کنند. افزایش شدید مخارج دولت، رشد سریع وام‌دهی بانک‌ها یا افزایش ناگهانی درآمدها بدون افزایش هم‌اندازه تولید، از منابع رایج این نوع تورم است.

۲. تورم ناشی از فشار هزینه

اگر هزینه تولید بالا برود، تولیدکنندگان بخشی از آن را به قیمت نهایی منتقل می‌کنند. گران شدن انرژی، مواد اولیه وارداتی، حمل‌ونقل یا دستمزدها می‌تواند چنین اثری داشته باشد. در اقتصادی که بخشی از مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای آن وارداتی است، کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی یکی از مسیرهای مهم انتقال فشار هزینه به قیمت‌هاست.

۳. تورم پولی

از دید بسیاری از اقتصاددانان، تورم پایدار و بلندمدت در نهایت به رشد حجم پول و نقدینگی بیشتر از رشد تولید واقعی گره خورده است. اگر مقدار پول در گردش سریع‌تر از کالا و خدمات قابل خرید افزایش یابد، هر واحد پول ارزش کمتری پیدا می‌کند. تأمین کسری بودجه دولت از طریق استقراض از بانک مرکزی یا بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، از مسیرهایی است که در ادبیات اقتصادی ایران به‌عنوان ریشه رشد پایه پولی و تورم مزمن بحث می‌شود. میزان اثر هر عامل در هر دوره محل بحث کارشناسان است.

۴. تورم انتظاری

انتظارات مردم و فعالان اقتصادی درباره آینده خودش بر تورم اثر می‌گذارد. اگر همه انتظار داشته باشند قیمت‌ها سال بعد بالا برود، فروشنده‌ها قیمت را زودتر بالا می‌برند، کارگران دستمزد بیشتری می‌خواهند و خریداران خرید خود را جلو می‌اندازند. این رفتارها پیش‌بینی تورم را تا حدی خودتحقق‌بخش می‌کند. به همین دلیل، اعتبار سیاست‌های بانک مرکزی در کنترل انتظارات اهمیت زیادی دارد.

انواع تورم بر اساس شدت

علاوه بر علت، تورم را بر اساس سرعت افزایش قیمت‌ها هم دسته‌بندی می‌کنند. مرزهای دقیق این دسته‌ها در منابع مختلف یکسان نیست، اما تصویر کلی آن‌ها به این شکل است:

نوعویژگی کلیاثر بر زندگی روزمره
تورم ملایم یا خزندهنرخ پایین و نسبتاً قابل پیش‌بینی، معمولاً در حد چند درصد در سالبرنامه‌ریزی مالی دشوار نمی‌شود؛ بسیاری از بانک‌های مرکزی کشورهای پیشرفته هدف تورمی حدود ۲ درصد دارند
تورم شدید یا تازندهنرخ دورقمی یا بالاتر که ادامه‌دار استپس‌انداز نقدی سریع ارزش از دست می‌دهد، قراردادهای بلندمدت دشوار می‌شود و مردم به سمت دارایی‌های جایگزین می‌روند
ابرتورمدر تعریف رایج فیلیپ کیگن، تورم ماهانه بالای ۵۰ درصدپول ملی کارکرد خود را از دست می‌دهد و معاملات به ارز خارجی یا کالا منتقل می‌شود
رکود تورمیتورم بالا هم‌زمان با رکود و رشد پایین اقتصادیهم قیمت‌ها بالا می‌رود و هم بیکاری و کاهش درآمد واقعی دیده می‌شود

مثال واقعی: تورم سال ۱۴۰۳ در ایران

برای دیدن تورم در یک نمونه مستند، داده‌های رسمی مرکز آمار ایران برای سال ۱۴۰۳ مناسب است، چون هم نرخ ماهانه، هم نقطه به نقطه و هم سالانه آن منتشر شده است. بر اساس گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده اسفند ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران:

  • شاخص قیمت مصرف‌کننده خانوارهای کشور (سال پایه ۱۴۰۰) به عدد ۳۱۵٫۷ رسید.
  • تورم ماهانه اسفند ۱۴۰۳ برابر ۳٫۳ درصد بود.
  • تورم نقطه به نقطه اسفند ۱۴۰۳ برابر ۳۷٫۱ درصد بود؛ یعنی خانوارها به‌طور میانگین برای خرید یک سبد یکسان کالا و خدمات، ۳۷٫۱ درصد بیشتر از اسفند ۱۴۰۲ پرداخته‌اند.
  • تورم سالانه، یعنی میانگین دوازده‌ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۳، برابر ۳۲٫۵ درصد بود.
  • تورم سالانه دهک‌های هزینه‌ای بین ۳۱٫۱ تا ۳۲٫۸ درصد قرار داشت؛ یعنی فشار تورم بر گروه‌های مختلف درآمدی کاملاً یکسان نبود.

این اعداد برای یک خانوار چه معنایی دارد

فرض کنید خانواری در اسفند ۱۴۰۲ ماهانه ۲۰ میلیون تومان برای سبد مصرفی خود هزینه می‌کرد و الگوی مصرف آن شبیه میانگین کشور بود. با تورم نقطه به نقطه ۳۷٫۱ درصد، همان سبد در اسفند ۱۴۰۳ حدود ۲۷٫۴ میلیون تومان هزینه داشت. اگر درآمد این خانوار در همین دوره ۲۰ درصد افزایش یافته و به ۲۴ میلیون تومان رسیده باشد، درآمد اسمی بیشتر شده، اما قدرت خرید واقعی آن کاهش یافته است. اعداد این مثال فرضی‌اند و فقط برای نشان دادن روش محاسبه آمده‌اند؛ نرخ‌های تورم از گزارش رسمی گرفته شده است.

چرا مرکز آمار و بانک مرکزی اعداد متفاوتی اعلام می‌کنند

در ایران دو نهاد رسمی، یعنی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، هر کدام شاخص قیمت مصرف‌کننده خود را محاسبه و منتشر می‌کنند. هر دو شاخص اکنون بر پایه سال ۱۴۰۰ است، اما در نمونه‌گیری، وزن‌دهی به گروه‌های کالایی و جزئیات روش، تفاوت‌هایی دارند. نتیجه این است که ارقام دو نهاد برای یک ماه می‌تواند به‌طور محسوسی متفاوت باشد. نمونه آذر ۱۴۰۳ این تفاوت را به‌خوبی نشان می‌دهد:

شاخص در آذر ۱۴۰۳مرکز آمار ایرانبانک مرکزی
تورم ماهانه۲٫۰ درصد۱٫۷ درصد
تورم نقطه به نقطه۳۱٫۴ درصد۳۳٫۸ درصد
تورم سالانه (دوازده‌ماهه)۳۲٫۵ درصد۳۶٫۳ درصد

این ارقام از گزارش‌های رسمی دو نهاد برای آذر ۱۴۰۳ است که در رسانه‌ها بازنشر شد. هیچ‌کدام از این دو عدد «اشتباه» نیست؛ هر کدام با روش خود محاسبه شده است. نکته عملی این است که هنگام مقایسه تورم دوره‌های مختلف، باید از یک منبع ثابت استفاده کرد و نوع نرخ (ماهانه، نقطه به نقطه یا سالانه) را هم مشخص کرد. مقایسه نرخ سالانه یک نهاد با نرخ نقطه به نقطه نهاد دیگر نتیجه گمراه‌کننده‌ای می‌دهد. ارقام سال‌های بعد هم به‌طور ماهانه منتشر می‌شود و برای آخرین عدد باید به گزارش‌های رسمی همین دو نهاد مراجعه کرد.

کاربرد مفهوم تورم در تصمیم‌های مالی

شناختن تورم فقط برای خواندن اخبار نیست. هر تصمیمی که پول را در طول زمان جابه‌جا می‌کند، از پس‌انداز تا وام و قرارداد اجاره، به تورم وابسته است. مهم‌ترین کاربردهای این مفهوم عبارت‌اند از:

تفکیک بازده اسمی و بازده واقعی

بازده اسمی همان عددی است که روی کاغذ می‌بینید؛ مثلاً سود سپرده یا رشد قیمت یک دارایی. بازده واقعی، بازده پس از کسر اثر تورم است و نشان می‌دهد قدرت خرید شما واقعاً چقدر تغییر کرده است. رابطه دقیق که به رابطه فیشر معروف است، این است:

نرخ واقعی = (۱ + نرخ اسمی) ÷ (۱ + نرخ تورم) − ۱

به‌عنوان مثال فرضی، اگر سپرده‌ای ۲۰ درصد سود اسمی بدهد و تورم نقطه به نقطه در همان دوره ۳۷٫۱ درصد باشد، بازده واقعی تقریباً منفی ۱۲٫۵ درصد است (۱٫۲۰ تقسیم بر ۱٫۳۷۱، منهای یک). یعنی موجودی حساب از نظر عددی بیشتر شده، اما با آن کالای کمتری از سال قبل می‌توان خرید. فرمول تقریبی «نرخ اسمی منهای تورم» در این مثال عدد منفی ۱۷٫۱ درصد را می‌دهد که در تورم‌های بالا خطای قابل توجهی دارد.

ارزیابی افزایش حقوق و درآمد

اگر حقوق شما ۲۵ درصد افزایش یابد و تورم ۳۲ درصد باشد، درآمد واقعی شما کمتر شده است. برای سنجش درست، افزایش درآمد را با تورم همان دوره و ترجیحاً با تورم دهک هزینه‌ای خودتان مقایسه کنید، چون مرکز آمار تورم دهک‌ها را جداگانه منتشر می‌کند.

نقش تورم در سیاست پولی

بانک‌های مرکزی در بسیاری از کشورها کنترل تورم را هدف اصلی خود می‌دانند و ابزارهایی مثل نرخ بهره و عملیات بازار باز را برای آن به کار می‌برند. در ایران هم قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۴۰۲، کنترل تورم و حفظ ثبات سطح عمومی قیمت‌ها را در کنار اهدافی مثل ثبات شبکه بانکی و حمایت از رشد اقتصادی، از اهداف بانک مرکزی قرار داده است.

پیامدها و ریسک‌های تورم

تورم پایین و قابل پیش‌بینی معمولاً مشکل جدی ایجاد نمی‌کند، اما تورم بالا و نوسانی هزینه‌های گسترده‌ای دارد:

  • کاهش قدرت خرید درآمدهای ثابت: حقوق‌بگیران و بازنشستگانی که درآمدشان دیرتر از قیمت‌ها تعدیل می‌شود، بیشترین آسیب را می‌بینند.
  • بی‌ارزش شدن پس‌انداز نقدی: پولی که بدون بازده کافی نگه داشته شود، به‌مرور قدرت خرید خود را از دست می‌دهد.
  • توزیع مجدد ثروت: تورم پیش‌بینی‌نشده به نفع بدهکاران با نرخ ثابت و به ضرر طلبکاران عمل می‌کند، چون بدهی با پولی کم‌ارزش‌تر بازپرداخت می‌شود.
  • دشواری برنامه‌ریزی: وقتی قیمت‌های آینده نامعلوم است، کسب‌وکارها سرمایه‌گذاری بلندمدت را به تعویق می‌اندازند.
  • هجوم به دارایی‌های جایگزین: مردم برای حفظ ارزش پول به سمت ارز، طلا، مسکن، خودرو یا کالا می‌روند.
  • فشار بیشتر بر دهک‌های پایین: خانوارهای کم‌درآمد سهم بیشتری از هزینه خود را صرف خوراکی‌ها و نیازهای اساسی می‌کنند و اگر تورم این گروه‌ها بالاتر باشد، فشار بیشتری تحمل می‌کنند.

تورم منفی هم بی‌خطر نیست. وقتی مردم انتظار ارزان‌تر شدن قیمت‌ها را داشته باشند، خرید را به تعویق می‌اندازند، تقاضا کم می‌شود و ممکن است اقتصاد وارد رکود شود. به همین دلیل، بیشتر بانک‌های مرکزی به جای تورم صفر، تورمی پایین و پایدار را هدف می‌گیرند.

اشتباهات رایج در فهم تورم

  • یکی دانستن گرانی یک کالا با تورم: افزایش قیمت یک قلم کالا ممکن است به عرضه و تقاضای همان بازار مربوط باشد. تورم به سطح عمومی قیمت‌ها اشاره دارد.
  • برداشت نادرست از کاهش تورم: وقتی خبر می‌رسد «تورم کاهش یافت»، معمولاً یعنی سرعت افزایش قیمت‌ها کم شده، نه اینکه قیمت‌ها پایین آمده باشد.
  • مقایسه نرخ‌های ناهمسان: مقایسه تورم نقطه به نقطه یک ماه با تورم سالانه ماه دیگر، یا مقایسه رقم مرکز آمار با رقم بانک مرکزی، نتیجه نادرست می‌دهد.
  • نادیده گرفتن بازده واقعی: سود اسمی بالا به معنای سود واقعی نیست. همیشه نرخ اسمی را در کنار تورم همان دوره ببینید.

این مقاله فقط برای آشنایی با مفهوم تورم است و توصیه سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود. تصمیم درباره پس‌انداز، وام یا خرید دارایی به شرایط شخصی، افق زمانی و میزان ریسک‌پذیری هر فرد بستگی دارد و بهتر است با مشاوری متخصص و مجاز بررسی شود.

سوالات متداول

نرخ تورم را از کجا می‌توان دید؟

در ایران، مرکز آمار ایران و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران گزارش‌های رسمی شاخص قیمت مصرف‌کننده و نرخ تورم را منتشر می‌کنند. مرکز آمار علاوه بر نرخ کل کشور، تورم مناطق شهری و روستایی، استان‌ها، دهک‌های هزینه‌ای و گروه‌های کالایی را هم جداگانه گزارش می‌دهد. برای مقایسه دوره‌ها، از یک منبع ثابت استفاده کنید.

تورم نقطه به نقطه بهتر است یا تورم سالانه؟

هیچ‌کدام بهتر نیست؛ هر کدام کاربرد خود را دارد. تورم نقطه به نقطه وضعیت فعلی و روند اخیر را بهتر نشان می‌دهد و تورم سالانه تصویر کلی یک سال کامل را. اگر نرخ نقطه به نقطه از نرخ سالانه بالاتر باشد، یعنی تورم در ماه‌های اخیر شتاب گرفته است.

چرا تورمی که حس می‌کنم با آمار رسمی فرق دارد؟

شاخص رسمی بر اساس سبد مصرفی میانگین خانوارهای کشور محاسبه می‌شود. سبد هر خانوار با این میانگین فرق دارد؛ مثلاً مستأجران کلان‌شهرها یا خانوارهایی که هزینه درمان زیادی دارند ممکن است تورم بیشتری تجربه کنند. همچنین افراد معمولاً گرانی کالاهایی را که مکرر می‌خرند بیشتر به خاطر می‌سپارند.

آیا تورم همیشه بد است؟

نه. تورم پایین و قابل پیش‌بینی بخشی از عملکرد عادی بسیاری از اقتصادهاست و بانک‌های مرکزی کشورهای پیشرفته اغلب هدفی حدود ۲ درصد دارند. مشکل اصلی، تورم بالا، نوسانی و پیش‌بینی‌ناپذیر است که برنامه‌ریزی را دشوار و قدرت خرید را به‌سرعت کم می‌کند.

چطور اثر تورم را روی یک مبلغ حساب کنم؟

مبلغ را در (۱ + نرخ تورم) ضرب کنید تا معادل آن در دوره بعد به دست آید. برای مثال، با تورم نقطه به نقطه ۳۷٫۱ درصد، مبلغ ۱۰ میلیون تومان در اسفند ۱۴۰۲ از نظر قدرت خرید تقریباً با ۱۳٫۷ میلیون تومان در اسفند ۱۴۰۳ برابر است. برای دوره‌های طولانی‌تر، بهتر است مستقیماً از نسبت شاخص قیمت دو دوره استفاده کنید.

جمع‌بندی

تورم افزایش مداوم و فراگیر سطح عمومی قیمت‌هاست که در عمل به معنای کاهش قدرت خرید پول است. نرخ تورم معمولاً با شاخص قیمت مصرف‌کننده اندازه‌گیری می‌شود و در سه شکل ماهانه، نقطه به نقطه و سالانه گزارش می‌شود که هر کدام به پرسش متفاوتی پاسخ می‌دهد. نمونه واقعی ایران نشان می‌دهد که مرکز آمار ایران تورم سالانه ۱۴۰۳ را ۳۲٫۵ درصد و تورم نقطه به نقطه اسفند ۱۴۰۳ را ۳۷٫۱ درصد اعلام کرد و ارقام بانک مرکزی به دلیل تفاوت روش، با آن یکسان نیست. فشار تقاضا، فشار هزینه، رشد نقدینگی و انتظارات تورمی از علت‌های اصلی تورم‌اند. مهم‌ترین کاربرد عملی این مفهوم برای هر فرد، تفکیک ارقام اسمی از واقعی است: سنجیدن سود، حقوق و قراردادها در کنار نرخ تورم همان دوره و از یک منبع ثابت.

این مدخل در ۹ مهر ۱۴۰۵ بازبینی شده است. اگر اشتباهی در آن دیدید، از صفحه تماس با ما خبر دهید.